الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

469

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

و ديگران نبينند اما حكماء جائز مىشمارند كه موجود مجرّد كه عادة ديده نمىشود گاهى براى بعض مردم متمثّل گردد هر چند ديگران نبينند و فرشتگان براى انبيا همچنين متمثّل مىشدند آنها را مىديدند و سخنشان مىشنيدند و ديگران هيچ نمىديدند و نمىشنيدند با اينكه در كنار پيغمبران نشسته بودند . و ما نمىگوييم همهء قصّه‌ها كه از جن نقل مىكنند صحيح است و نمىگوييم همه باطل است و حكايات از جن نيز مانند حكايات از انس دروغ و مجعول دارد و صحيح هم دارد و اگر يك داستان از بزرگان و سلاطين و علما بر خلاف واقع نقل كردند مثل آنكه شيخ الرئيس از اصفهان صداى چكش مسكران كاشان مىشنيد دليل آن نيست كه شيخ الرئيس اصلا وجود نداشت . همچنين اگر قصّه مجعول از جن نقل كنند دليل عدم وجود جن نيست اما اينكه جنيان شعر عربى مىگفتند نيز عجيب نيست ؛ زيرا كه تمثّل صورت يا صوت غيبى براى هر كسى مطابق فكر و روح اوست . قال تعالى : وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ [ 1 ] . مؤلف فصلى آورده است در مراثى عربى ، و اين بندهء مترجم فائده معتد به در نقل ترجمهء آن ابيات نديدم الّا آنكه مناسب است حكاياتى از دعبل كه مؤلف در اين فصل آورده است نقل شود . ( بحار ) در بعض مؤلّفات اصحاب ديدم دعبل خزاعى گفت كه : بر سيّد و مولاى خويش على بن موسى الرضا عليهما السّلام در آمدم در چنين روزها ( ايام عاشورا ) او را ديدم محزون و غمناك نشسته و ياران برگرد وى چون مرا ديد فرمود : خوش آمدى اى دعبل خوش آمدى اى ناصر ما به دست و زبان ، آنگاه جاى براى من بگشود و مرا در كنار خويش بنشانيد و گفت : اى دعبل دوست دارم براى من شعرخوانى كه اين روزها روز اندوه ما اهل بيت و شادى دشمنان ماست مخصوصا بنى اميّه ، اى دعبل هر كس بر ما بگريد يا بگرياند و لو يك نفر را ثواب او بر خداست . اى دعبل هر كس ديده‌اش اشك ريزد بر مصيبت ما و بگريد براى آنچه ما را رسيد از دشمن ، خداوند او را با ما و در زمرهء ما محشور كند . اى دعبل هر كس بر مصيبت جدّ من حسين بگريد خداى تعالى البتّه گناهان او را بيامرزد . آنگاه برخاست و فرمود : ميان ما و حرمش پرده زدند و زنان را پشت پرده نشانيدند كه بر مصيبت جدّ خويش حسين عليه السّلام گريه كنند آنگاه رو به من كرد و فرمود : اى دعبل بر حسين عليه السّلام مرثيه بخوان كه تو تا زنده‌اى ياور و مادح مايى پس در يارى ما كوتاهى مكن تا توانى .

--> [ 1 ] سوره انعام ، آيه 9 .